نگاهی به فلم باد بادک باز(کاغذپران باز)
این فلم که از داستان خالد حسینی ( نوسینده افغانی، انگلیسی زبان) گرفته شده است که یکی از فلم های افغانی امریکای است. افغانی یعنی اینکه بسیاربازی گران(اکتوران) فلم افغانی اند اما به کمک هالیوود ساخته شده است. این فلم برای تمام بنینده هایش جالب است؛ جالب به این معنی که هر ببننده نتوانسته است، کتاب کاغذپران باز را بخواند. خواندن چنین کتاب شاید نظر به فلم خسته کننده باشد اما به واقعیت این فلم نتوانسته تمام جنبه های هنری داستان را بیان نماید. آنچه که به یک اثر ادبی بسیار مهم می نماید بار معنی کلمات است، زبان عنصر اساسی یک اثر ادبی است. من ترجمه این کتاب را خوانده ام گرچه ترجمه نیز مشکلات خودرا داشته است اما به باورمن این فلم از ارزش هنری داستان کاسته است. این حرفم را به اساس نکاتی می گویم که برای شما یاد آوری می کنم .
1- جغرافیا در فلم نظر به داستان گنگ است . داستان می آید و تصویر حقیقی از مکان را به دست می دهد اما ببننده درفلم چنین چیزی را به دست نمی آورد. ببنینده فلم به یک کابل غیر واقعی ساخته شده هالیوود رو به رو است. اما خواننده داستان به تمام و جود کابل واقعی را احساس می کند. این احساس وقتی درگ می شود که شما هم داستان را خوانده باشید وهم فلم رادیده باشید. آنجایکه پدر امیر می رود کاغذپران برای روز تولد حسن بخرد و استدیوم غازی که آدمی آنجا سنگ سار می شود؛ این تفاوت در آنجا به خوبی دیده می شود. البته این را نباید فراموش کرد که مکان فلم نظر به زمان باید ساخته شود. بدیهی است که این اصل را هالیوود به خوبی می داند.
2- آنچه که فلم، داستان را مبتزل می سازد؛ زبان است. شما وقتی فلم را نگاه می کنید به خوبی درگ می کنید که پدر امیر ایرانی است. ایرانی بودن به خاطر ایران نه!!! بلکه بخاطر لهجه ایرانی که پدر امیر به کار می برد. پدر امیر شخصیت بزرگ داستان است که در کابل تولد و بزرگ شده است. پدر امیر کوشش می کند که به لهجه کابلی حرف بزند اما نمی شود. این کوشش او برای ببنینده خسته کننده می شود؛ پدر امیر هم خودش خسته می شود و هم ببنینده خودرا خسته می کند. داشتن لهجه از زیبایی فلم می کاهد.این مشکل وقتی بشتر می شود که مردی کمک کننده به اطفال بی سرپرست حرف می زند و آن هم کاملا به لهجه ایرانی ببنینده فکر می کند که یک ایرانی آمده و به اطفال افغانستان کمک می کند.
3- تغیر و تبدیلی شخصیت های فلم که یک روش طبعی فلم است که خالی از عیب نیست . شخصیت امیر که بزرگ می شودفارسی را خوب حرف زده نمی تواند درهالیکه امیر وقتی که در کابل بوده داستان نویس است. داستان نویس ، داستان را از خوردی به زبان فارسی نوشته می کند. در واقع به زبان فارسی می اندیشد. در داستان چنین تحول دیده نمی شود اما در فلم امیر بزرگ سال درست فارسی حرف زده نمی تواند اما امیر خورد سال فارسی را به خوبی حرف می زند.
4- باید یاد آور شد که فلم نظر به داستان بسیار کوتاه است وبسیاری از جنبه های آنرا نتوانسته بگوید. تصویر سهراب درفلم بسیار ساکت و آرام در حالیکه در داستان این چنین سهراب ساکت و آرام نمی یابید.فقد یکبار در فلم سهراب کنش در مقابل طالب دارد.

